ویژگیهای آموزش و پرورش کارا و اثر بخش - قسمت اول

  • دکتر ابراهیم آقا خانی
چکيده

 

آموزش و پرورش، کليد فتح آينده است و از دير باز انتظار از آموزش و پرورش آن بوده که انسان هاي فردا را تربيت کند و نسل امروز را براي زندگي در جامعه ي فردا آماده سازد. بنابراين ضرورت دارد برنامه ريزان و سياست گذاران آموزشي، معلمان و مسوولان آموزش و پرورش، الزامات و مقتضيات زندگي فردا را بشناسند تا بتوانند دانش و بينش لازم را در کودکان و جوانان براي فعاليت در جامعه فردا پرورش دهند . در راستاي اين سياست، شناسايي ويژگي هاي آموزش و پرورش کارآ و اثر بخش از اهميت خاصي برخوردار است.

مقاله ي حاضر درصدد شناخت ابعادي از اين ويژگي هاي مهم و ضروري مي باشد. پس از ذکر مقدمه، مطالبي پيرامون برنامه ريزي و اهميت آن نگاشته مي شود، سپس گستره ي آموزش و پرورش نوين مورد بررسي قرار مي گيرد و فرآيند جهاني شدن به عنوان ضرورتي اجتناب ناپذير مطرح مي گردد.

در ادامه، آموزش و پرورش کارآمد( يعني آموزش و پرورشي كه كارآيي و اثر بخشي را درخود جمع كرده است) در آينه ي تجارب ساير کشور ها مورد بررسي قرار مي گيرد که بخش اعظم آن مربوط به نظام آموزشي کشور ژاپن مي باشد. تمرکز زدايي در نظام آموزشي، مطلب بعدي مقاله است. سپس، جايگاه فراگيران در سيستم آموزشي و توجه به خلاقيت فراگيران مطرح مي گردد. بررسي محيط هاي آموزشي، فناوري اطلاعات و توسعه ي منابع انساني، قسمتهاي انتهايي مطالب اين نوشتار را تشكيل مي دهند. در پايان نيز ، نسبت به جمع بندي و نتيجه گيري مطالب مذكور ، اقدام شده و بر اساس يافته هاي مندرج در مقاله ، به منظور تقويت و بهبود نظام آموزش و پرورش کشور، پيشنهاداتي مطرح مي گردد.

 

   

مقدمه :

در سه دهه ي گذشته، کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، با فراز و نشيب فراواني در زمينه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و آموزشي مواجه بوده اند. در رويارويي با بسياري از چالش هاي بالقوه ي آينده، سيستم آموزشي به عنوان سرمايه اي ضروري در تلاش براي تحقق اهداف مربوط به توسعه، تلقي شده و مهم ترين ابزار موجود براي پيشبرد برنامه ها و واقعيت بخشيدن به آرمان هاي هر ملت محسوب گرديده است.

در آغازين سالهاي قرن جديد ، ضروري است كه همه ي انسان ها مسوولانه به اهداف و ابزار تعليم و تربيت توجه کنند. چالش هاي بزرگ در تمامي ابعاد وسيع جامعه، چشم اندازي از ضرورت نوآوري ، احياء و ابداع را به ما نشان مي دهد. چگونه ممکن است اين چالش هاي بزرگ، توجه سياستگزاران آموزشي را جلب نکند؟

براي رسيدن به اين هدف، بايد با تنش هاي اصلي روبرو شويم و بر آنان فائق آييم، تنش ميان جوامع جهاني و محلي، تنش هاي همگاني و فردي، تنش ميان سنت و تجدد، تنش ميان ملاحظات دراز مدت و کوتاه مدت و بالاخره تنش ميان توسعه ي فوق العاده ي دانش و ظرفيت تطابق بشر با آن و در نهايت، عامل هميشگي ديگر، تنش ميان معنويات و ماديات است که غالباً جهان بدون شناخت آن آرزوي دستيابي به آرمان ها و ارزش هايي را که ((اخلاق)) نام دارد ، در سر مي پروراند.

در اين جا وظيفه ي متعالي سيستم آموزشي و اهميت جايگاه آن مشهود و مشخص مي گردد
و اين گفته اغراق نيست که بقاي انسان ها به اجراي اين وظيفه، بستگي دارد.

رسالت اصلي آموزش و پرورش، توان بخشيدن به فرد فرد انسان ها در جهت توسعه ي کامل استعدادها و نيز شناخت توانمندي هاي خلاق خويش است و اين هدف بر ساير اهداف آن، ارجحيت دارد. حصول اين هدف هر چند دشوار و طولاني است، اما در جهت جستجوي جهاني عادلانه تر و بهتر براي زيستن ، ضروري محسوب مي شود. اين امر زماني تحقق خواهد يافت که همه چيز سر جاي خود قرار گيرد.

بهره گيري صحيح از سياست هاي اصلاحي به دور از هر گونه افراط و تفريط و يا تعصب کورکورانه مي تواند دگرگوني هاي مثبتي را در سيستم آموزشي ايجاد کند. کوشش در جهت اصلاحات آموزش و پرورش، مشروط بر ايجاد هماهنگي و تجانس در لايه هاي مختلف نظام آموزش، قرين با توفيق خواهد بود. در اين راستا، قبل از هر گونه اقدامي ضرورت دارد که ويژگي هاي آموزش
و پرورش کارآمد ( يا آموزش و پرورش كارآ و اثر بخش ) ، مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد.

   

 

 نگاهي اجمالي به پديده برنامه ريزي آموزشي :

با نگاهي به روند کمي و کيفي آموزش و پرورش در تمام جهان و به ويژه در سطح جهان سوم در دهه هاي اخير، به خوبي متوجه مي شويم که ارتقاء کيفيت آموزش و پرورش، موضوع فوق العاده حساسي بوده که بروز بحران جهاني آموزش و پرورش از جمله نشانه هاي آن است.

ژاک هلک در کتاب ((آموزش و پرورش: سرمايه گذاري براي آينده)) ، ضمن بررسي روند توسعه منابع انساني و آموزش و پرورش در سه دهه ي اخير به مشکلات ناشي از افزايش
 هزينه ها و کاهش کيفيت اشاره نموده و سه نياز اساسي را در ميان نيازهاي ديگر غالب مي داند:

1-     توجه بيشتر به کيفيت آموزش و پرورش

2-     صرف منابع مالي بيشتر براي توليد مواد آموزشي مناسب و تربيت معلمان صالح و توانا

3-     بهبود و اصلاح مديريت وامور اداري و البته، پشتيباني معنوي و علمي از نظام آموزش و پرورش.

اجراي يک برنامه مبتني بر طراحي کيفيت آموزش و پرورش، مستلزم اطلاعات آموزشي جديد مي باشد و تقويت تصميم گيري توسط افراد و مقامات، مستلزم تعيين مجدد اختيارات
 و مسؤوليت هاي آموزشي خواهد بود. نهايتاً اين که حتي اگر يک نظام اطلاعات آموزشي به خوبي طراحي و اجرا گردد، آثار آن بر کيفيت آموزشي به واسطه ي زمينه ي سازماني که در آن عمل مي کند، تعيين خواهد شد.

بسياري از وزارتخانه هاي آموزش و پرورش در سرتاسر جهان، بر اساس يک مبناي سالانه که سرشماري کاملي از مدارس را در بردارد، اطلاعات زيادي را درباره ي مجموعه يکساني از شاخص ها جمع آوري مي کنند، بدون اين که فکر کنند اين اطلاعات مفيد است يا خير و بدون اين که برنامه ريزي ويژه اي بر اساس آن انجام گيرد. يک توجيه عمومي براي اين روش آن است: ((اين کاري است که همواره آن را انجام داده ايم!)) بازنگري جامع در مورد نوع جمع آوري اطلاعات و چگونگي استفاده از يافته هاي مفيد و واقعي مي تواند در پاسخگويي به سؤالات کليدي
مربوط به اصلاح فرآيند برنامه ريزي و بهبود کيفيت آموزش کمک کند. اين امر مربوط به کليه ي تصميم گيرندگان آموزشي- از سياست مداران در دولت هاي ملي تا مديران مدارس و معلمان- ،
 مي باشد.

بازنگري در مسائل آموزشي نياز به برنامه ريزي به عنوان يک مهارت، تخصيص منابع مالي، انساني و کالبدي دارد و ايجاد هر نوع تغييري در مقولات ياد شده مستلزم پژوهش هاي آموزشي کيفي و ميان رشته اي است. همچنين براي ترسيم وضع مطلوب ضرورت دارد دورنماي گسترده تري در نظر گرفته شده و چشم انداز دقيق تري از آينده مدنظر قرار گيرد.

از ويژگي هاي بارز آموزش و پرورش کارآ و اثربخش ، استفاده از برنامه ريزي استراتژيک به عنوان يک فرآيند پويا با دورنگري نسبت به واقعيات و موقعيت هاي موجود است كه ارائه ي راهبرد ها و تاکتيک ها ي موثر براي رسيدن به فرداي بهتر را امکان پذير مي سازد. در اين نوع برنامه ريزي، مشارکت همه ي افراد ذي نفع، ذي ربط و ذي علاقه بر مبناي بازانديشي، موجب مي شود تا در قالب استفاده از ساز و كار برنامه ريزي استراتژيک ، ضمن تعريف آينده مطلوب
 و شناخت وضعيت موجود ، به تعيين نيازها  بپردازند و براي رفع آنها به گونه اي ((فراکنشي)) اقدام کنند.

 

گستره ي آموزش و پرورش نوين :

زبان تعليم و تربيت در دنياي امروز، زباني ((جهاني است))، هر چند که مضمون آن بر اساس فرهنگ ها مي تواند ((محلي)) و ((بومي)) باشد. در قرن جديد، جهان به دستاوردهاي  تازه اي نايل شده و تعليم و تربيت نيز ، از حيث روش ، محتوا و اهداف ، شکل ديگري به خود گرفته است.

تحول در عرصه ي آموزش و پرورش به گونه اي است که امروزه ايجاد نظام آموزشي مبتني بر مشارکت و مهم تر از آن تشکيل کلاس هاي مجازي با استفاده از پيشرفته ترين فناوري هاي اطلاعاتي موردتوجه قرارگرفته است.  عصر جديد، عصر يگانگي انسان ها، عصر ايجاد دهکده ي جهاني، عصر ماهواره و عصر يورش به قلمروي کهکشان ها نام گرفته است. در نتيجه تحولات مذکور، اين سوال مهم مطرح است که آيا سيستم آموزشي رايج درجهان امروز با استفاده از روش هاي معمول مي تواند به حيات خود ادامه دهد؟ مسلم است که به منظور پيشرفت و روزآمد شدن نظام آموزشي، خروج آموزش و پرورش از تنگنا و محدوده ي زماني و مکاني  و تعامل با جامعه جهاني ، ضرورتي اجتناب ناپذير محسوب مي شود.

تغيير در ساختار سيستم آموزش از صورت نظام بسته و مکانيکي و تحول آن به شکل ارگانيک، پويا ، باز و انعطاف پذير ، امري غير قابل انکار است. در اين حالت ، تعليم و تربيت، همه ي ابعاد شخصيت و تمامي لايه هاي زندگي فردي و اجتماعي را در برمي گيرد. همان مفهومي که سازمان يونسکو با عنوان كلي " يادگيري گنج درون " ، بر چهار ستون "يادگيري زيستي" ،"باهم زيستن " ، " انجام دادن " و " دانستن " ياد کرده است و اخيراً آن را در سه حيطه ي موسوم به سه( H ) يعني سر " " Head، قلب "  Heart" و دست " Hand " ، تعريف کرده است.

" سر " به منزله ي پايگاه انديشه، تفکر و عقلانيت، "قلب " به منزله ي کانون عشق و مهر و ايمان و " دست " به منزله ي توانستن و انجام دادن و کسب مهارت هاي ضروري زندگي ، تلقي شده اند.

محتواي برنامه ريزي آموزشي در سيستم تعليم و تربيت نوين به تناسب ويژگي هاي اقليمي و با حفظ سياست هاي کلي آموزش و پرورش بايستي قابليت انعطاف داشته باشد و برنامه ريزي اقتضايي، جايگزين برنامه ريزي ايستا و انجمادي گردد. در منطق تعليم و تربيت نوين، هر کس، شخصاً حاکم و عامل ترقي فرهنگي و اخلاقي خويش خواهد بود و خود آموزي، خود رهبري و خودگرداني در فرآيند يادگيري تقويت مي شود. در واقع، فرهنگ ها و ارزش ها از نو بازسازي و بازآفريني مي شوند.

در هر حال فرآيند ((جهاني شدن))، موضوعي جدي و حائز اهميت مي باشد و توسعه فعاليت ها و همکاري بين المللي را مي طلبد.

آموزش و پرورش جهاني و آموزش و پرورش شهروندي به عنوان ضرورت هاي اجتناب ناپذير قرن جديد مورد تأکيد پنجمين کنفرانس بين اللمللي يونسکو [در خصوص آموزش و پرورش] نيز قرار گرفته است. اين کنفرانس، اشارات متعددي به پديده ي جهاني شدن داشته و ويژگي هاي آموزش و پروش نوين را در ابعاد ذيل مطرح نموده است:

1-     آينده نگري و آينده شناسي با توجه به پديده ي جهاني شدن و زندگي در جوامع فاقد مرز

2-     توجه و تأکيد جدي به چهار رکن اساسي يادگيري: يادگيري براي زيستن، دانستن، انجام دادن و زيستن با يکديگر

3-     تعليم و تربيت همه جانبه و استفاده از تمام ظرفيت هاي انساني و توجه به مفهوم بهره ي عاطفي EQ و تأکيد بر ضرورت توجه بيش از پيش بر پرورش ظرفيت هاي عاطفي در نظام هاي تعليم و تربيت

4-     به کارگيري شيوه هاي فعال مشارکتي و تجربي در آموزش

5-     تأکيد بر ضرورت پرورش تفکر جانبي و تفکر خلاق در دانش آموزان و عدم تکيه انحصاري بر تفکر تحليلي.

6-     تأکيد بر ظرفيت روحاني بشر و بهره گيري از آن به عنوان مکمل ظرفيت عقلاني با توصيه هايي از قبيل: تشويق به دعا و مناجات در آموزش و پرورش، غور در باطن، و تأکيد بر کسب هرچه بيشتر هشياري و آگاهي ماورايي به عنوان منابعي ارزشمند در جريان تعليم و تربيت.

7-     توجه به ظرفيت يا توانايي شهود يا درک شهودي و ضرورت حسن استفاده از آن در تعليم و تربيت.

8-     اهميت ويژه ي خلاقيت و هنر در نظام هاي آموزشي با عنايت به نقش والاي هنر در تلطيف روح انساني و تأثير آن در رشد نگرش عاطفي، انساني و درک زيبايي. اين نوع نگرش در حيات انسان قرن بيست و يکم در جهت زيست توآم با آرامش و تفاهم ، نقش اساسي دارد.

9-     استفاده از تکنولوژي نوين اطلاعات و ارتباطات در نظام هاي آموزش و پرورش در قرن بيست و يکم به نحوي که تعليم و تربيت در حد استفاده صرف از تکنولوژِي تقليل نيابد و تعامل چهره به چهره ي معلم با دانش آموزان، اهميت خود را از دست ندهد.

10-    عدم جهت گيري انحصاري اصلاحات آموزش و پرورش در راستاي مسائل اقتصادي و تجاري و مهارت آموزي، به نحوي که نظام هاي آموزش از اهداف و ابعاد ديگر تعليم و تربيت باز نماند.

11-توجه به کاربرد ((هوش متکثر)) به ويژه در طراحي و تدوين برنامه هاي درسي و در جريان آموزش (نظريه ي هوارد گاردنر).

12- تأکيد بر آموزش ارزش هايي مانند عشق ورزيدن، صلح، احترام به محيط زيست و تعاون و

     همکاري در اجراي هرچه بهتر برنامه هاي درسي.

13- اتخاذ رويکردهاي تلفيقي[تئوري-کاربردي-عملي] در آموزش و پرورش و به کارگيري شکل

      خاصي از آن در برنامه هاي درسي و قرار دادن ساعاتي از هفته در قالب ((زنگ مطالعه ي       

      تلفيق)) به عنوان يک ماده ي درسي جديد.

14- توجه بيشتر به اصلاح و بهبود وضعيت آموزش پايه در کشور بويژه از حيث ارتقاي کيفيت

      آموزش ها، افزايش زمان مفيد آموزش و بالاخره تعريف مجدد از سواد و اقسام آن مانند

      سواد کامپيوتري، سواد تکنولوِژي، سواد فرهنگي و ...

هر يک از موارد فوق مي تواند در تعيين ميزان کارآمدي نظام آموزش و پرورش به عنوان پارامتري اساسي مورد توجه واقع شود.

 

آموزش و پرورش کارآ و اثربخش در آينه ي تجارب ساير کشورها :

مسلما" يکي از مهم ترين ارکان پيشرفت هر جامعه، آموزش و پرورش آن جامعه است و تجربه نشان داده که چگونگي وضعيت آموزش و پرورش در کشورهاي مختلف، در مسير رشد و يا انحطاط هر کشور در طول حيات تاريخي آن، تاثيرگذار است. جامعه پيشرفته، قطعا" از سيستم آموزشي مدرن و مترقي برخوردار است و اين سيستم مترقي، مسلما در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و حتي مذهبي و اخلاقي تاثيرگذار است.

در اين راستا ، مطالعه ي تجارب علمي و عملي کشورهايي که در اين زمينه، اقدامات مثبت و موقعيت مناسبي داشته اند، مفيد و مؤثر است. البته استفاده از تجارب مفيد ديگران به شرطي مثمرثمر خواهد بود که انديشه ها و آرمان هاي ملي فراموش نشود. يک ضرب المثل چيني مي گويد: (( اگر برنامه اي يک ساله داري ، گندم بکار، اگر برنامه اي ده ساله داري ، درخت گردو بکار و اگر برنامه اي صد ساله داري ، مدرسه بازکن )).

با نگاهي گذرا به سير تحولات کشورهاي پيشرفته ي علمي- صنعتي در مي يابيم که اين گونه کشورها با آينده نگري دقيق و سرمايه گذاري فراوان در آموزش و پرورش خويش ، نيل به اهداف نهايي خود را تسهيل نموده اند.

ژاپن از جمله کشورهايي است که در امر آموزش و پرورش بسيار موفق بوده
و انظار عمومي ديگر کشورهاي جهان را به خود معطوف داشته است. اين کشور با دورنگري
 و دورانديشي زايدالوصفي برنامه ي صدساله اي را براي جامعه ي خويش پي ريزي كرده و در جهت دستيابي به آن از هيچ گونه تلاش و کوششي فروگذار ننموده است . اکنون و در آغاز هزاره ي سوم ، ژاپني ها برنامه و سناريوي خود را براي قرن آتي مدون کرده و امکانات و تجهيزات و وسايل
 و ايده هاي خويش را سامان بخشيده اند.

 

 

اين که چرا و چگونه ملت ژاپن که محروم از منابع طبيعي است، با وجود موانع و مشکلات فراوان، هر روز بيش از پيش در جهان مي درخشد، پرسشي همگاني است. تقريباً تمامي مردم دنيا ژاپني ها را مي ستايند و از آنان در زمينه هاي مختلف الگو مي گيرند.

اين ملت که از جهت جسمي و خصوصيات فيزيكي ، هم رديف يا ضعيف تر از ديگر ملتها بوده، ظرف چند دهه با اعمال آموزش هاي صحيح، وزن و قد شهروندان خود را افزايش داده و در مسابقات ورزشي درخشيده است.

اين ملت که از نظر هوش و استعداد ذهني به مراتب                    
 پايين تر از بسياري ملتها بوده ، ظرف چند دهه گذشته در علم و تکنولوژي به اوج قدرت رسيده و حتي از آمريکا و اروپا پيشي گرفته است. آنچه که باعث پيشرفت و ترقي روزافزون ژاپني ها شده بي گمان نشآت گرفته از روحيات فردي و جمعي مردم و اعمال نظام صحيح آموزش و پرورش در اين کشور است.

سخت کوشي و خوداتکايي، صرفه جويي و قناعت، نظم و انضباط و استفاده ي صحيح از وقت از ويژگي هاي مثبت ژاپني ها محسوب مي شود . بسياري از کساني که از ژاپن بازديد داشته اند تحت تأثير اين روحيه قرار گرفته اند. همچنين توجه به نظافت و بهداشت در ميان خانواده هاي ژاپني  موجب گرديده که در مدارس، کودکان خود به تميز کردن مدرسه بپردازند و به اين جهت ، مدارسي که حداقل 2500 متر مربع مساحت دارد بيش از يک خدمتگزار ندارد.

ژاپني ها به کار گروهي بسيار بها مي دهند و مي توان گفت از عوامل بسيار مؤثر در پيشرفت ژاپن همين روحيه ي کار گروهي است. مردم ژاپن داراي وجدان کاري بسيار بالايي بوده، مصالح مؤسسه اي که به آن وابسته هستند را بر مصالح خويش ترجيح مي دهند.

تمامي اين روحيات مديون تعليمات و آموزش هاي انجام گرفته در سيستم آموزشي کارآ و اثربخش  ژاپن مي باشد. اصلاحات آموزشي در دوره هاي مختلف بنابر مقتضيات زمان، انعطاف پذيري و توجه به فعاليت هاي عملي و عيني در فعاليت هاي کلاسي ، از جمله مهم ترين ويژگي هاي ساختار آموزش و پرورش در اين کشور است. درايت و دورانديشي در تدوين اصول اساسي آموزش و پرورش و سعي بر اجراي يکايک آنها ، زمينه هاي موفقيت آموزش و پرورش ژاپن را فراهم كرده است.

استانداردهاي ملي براي تمامي سطوح مدرسه توسط وزارت آموزش و پرورش ژاپن انتشار مي يابد و بدين وسيله، کيفيت بالاي آموزش و پرورش در سطح کشور حفظ مي گردد، اين استانداردها شامل تأسيس مدارس، اندازه ي کلاس ها، مواد درسي، لوازم و تأسيسات و رسانه هاي آموزشي هر دوره مي باشد.

بودجه ي عمومي آموزش و پرورش از سه طريق به دست مي آيد: دولت، استانداري ها و شهرداري ها. هيچ نوع " ماليات آموزشي " در ژاپن وجود ندارد. با اين حال درصدي از عايدات مالياتي به امر آموزش و پرورش اختصاص مي يابد.

در گردهمايي توکيو (1995)، نمايندگان بيش از بيست کشور صنعتي و در حال توسعه به اتفاق در مورد اهميت و نقش کليدي پژوهش هاي آموزشي در توسعه ي آموزش و پرورش تأکيد نموده اند. کشور چين، براي دستيابي به آموزش و پرورش كارآ و اثربخش ، فراهم ساختن دانش و اطلاعات براي فرآيند سياستگذاري، سازمان دهي اطلاعات طي فرآيند پژوهش هاي آموزشي و استقرار مباني نظري و فلسفي در زمينه ي آموزش را مورد توجه قرار داده است.

ايالات متحده نيز به کارگيري اصلاحات در کلاس درس، فعال کردن نظريه هاي يادگيري، افزايش ظرفيت نظام آموزشي، استقرار استانداردها و سنجش عملکردها، تجديد نظر در برنامه درسي و تخصصي شدن حرفه ي معلمي و تأثير فن آوري در يادگيري و آماده سازي براي اشتغال را از اهداف اصلاحات در آموزش و پرورش به منظور نيل به كارآيي و اثر بخشي هرچه بيشتر ، بر شمرده است.

در مجموع، اگر چه اهداف آموزش و پرورش در سراسر جهان مشابهت زيادي دارند و در مواردي با يکديگر مرتبط هستند، با اين حال، براي مقايسه ميزان موفقيت هاي يکي نسبت به ديگري، نظر
برنامه ريزان به عوامل مختلف و از آن جمله روش هاي به کار رفته در ساختار نظام آموزشي کشورهاي مختلف جهان، جلب شده و بهره گيري از تجارب ساير کشورها در يافتن راه حل هاي اثر بخش براي دشواري هاي موجود آموزش و پرورش، اثرات مثبتي خواهد داشت.

 

تمرکز زدايي :

با بررسي و مطالعه سير تحولات سازنده و توجه به تجارب و اندوخته هاي ساير کشورها در اعمال و استقرار شيوه هاي مديريت در سطوح مختلف نظام آموزشي و با ژرف انديشي نسبت به اصلاحات آموزشي، اين نتيجه حاصل مي شود که ديگر نبايد تجاربي را که سايرين به قيمت صرف زمان و سرمايه گذاري فراوان به دست آورده اند، به لحاظ عدم اطلاع ، مجددا" مورد آزمايش قرارداد.

شيوه اداره ي سيستم آموزش به صورت غير متمرکز و تفويض اختيار به استان ها، نواحي و مناطق يکي از اساسي ترين ويژگي هاي نظام آموزشي کارآ و اثربخش مي باشد. پيروي از چنين سياستي از فلسفه ي اجتماعي و تربيتي جوامع مختلف نشآت مي گيرد.

اصولاً اداره ي نظام آموزش و پرورش در کشورهايي که به شيوه غير متمرکز عمل مي کنند بر سه اصل مهم استوار است:

1- تفويض اختيارات وسيع به مقامات محلي آموزش و پرورش که اعضاء آن توسط مردم يا
مقامات ايالتي و استاني انتخاب مي شوند.

2- ترغيب و تشويق مردم، مؤسسات و انجمن هاي دولتي يا غيردولتي به منظور مشارکت در سرمايه گذاري و بهبود نظام آموزش و پرورش.  

3- اجتناب از امر و نهي صريح از طرف دستگاه مرکزي آموزش و پرورش در زمينه ي امور تربيتي مدارس و عدم تحميل نظرات دستگاه مرکزي در خصوص برنامه هاي درسي و سازمان مدارس، و نيز، شيوه تدريس و استخدام معلمان.

لازم به ذکر است که بين دستگاه مرکزي آموزش و پرورش و ادارات آموزش و پرورش محلي، روابطي منطقي حاکم است و مسائل موجود را براساس حسن تفاهم و از طريق مذاکرات رسمي
 و خصوصي حل و فصل مي کنند.

ادامه دارد...